آیساآیسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

من و دخترم

ببخشید

مامانی جون ببخشید این روزا کارم زیاده و کمتر پیشتم خیلی دلم می خواد تمام وقتم رو باتو سپری کنم ، چه کنم که فعلاً نمیشه . در عوض قول میدم از هفته دیگه همش با تو باشم. ...
30 مهر 1390

شلخته

اینم یه عکس دیگه از آیسای شلخته مامان که هرچی لباس تنش میکنم کثیف میکنه، عاقبت کارشم میشه این...   ...
30 مهر 1390

حمام

آیسای مامان حمام رو خیلی دوست داری همش می خوای شیرجه بزنی تو آب همش به لطف مامانی جونته که تورو با حموم دوست کرد و من می تونم بی دردسر بشورمت. دخملکم هنوز نمی تونی تو وان خودت حموم کنی ، موقتاً تو تشت شیرجه بزن تا بزرگتر بشی و بتونی خودت بشینی جیگرگوشه مامان، عزیز دلم ، نفسم ، عمرم ، خوشگلم، نانازم ...
30 مهر 1390

شیشه شیر

قشنگه مامان اینم شیشه شیرت که دوست داری خودت بگیریش ، تازشم قاشق هم خیلی دوست داری ، شیکموی مامان وقتی سر میزیم همش می خوای بپری سر میز الهی قربونت بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم ...
30 مهر 1390

خستگی

آیسای مامان تو روز اینقدر مامانی جونت رو سرپا نگه میداری تا بچرخوندت و تو همه جا رو ببینی که شب که میشه اینطوری خسته میشی. آخه مامانی گناه داره عزیزه دلم ...
28 مهر 1390

خنده

دخمل مامان تو 4 ماه و 15 روزگیت خندهای نازترو برام میشکونی، منم کلی حال میکنم. تازشم همش قلقلکت میدم تا تو هم برام بلند بخندی، منم کلی لذت می برم. دیشب خاله مرجان و خاله مژگان و خاله زهرا با عمو مهدی اومدن پیشمون، کلی باهات بازی کردن خیلی خیلی خوش گذشت البته به غیر از وقتهایی که تو جیغ می کشیدی . خاله زهرا میگشت ببینه تو این صدای بلند رو با این جثه ریزت از کجا در میاری ...
27 مهر 1390

شیطونی

عزیزه دله مامان دیروز با مامانی رفتی به جشن سیسمونی خاله سمیرا، مامانی گفت کلی جیغ کشیدی و موهای بچه نازنازیایه تومهمونی رو کشیدی ، حسابی شیطونی کردی و حرص خوردی که نمی تونی با اونا بدویی ، عزیه دلم دخمل خوب وقتی میره مهمونی بغله مامانش یا مامانی جونش میشینه و سر صدا نمیکنه. راستی برای خاله سمیرا دعا کردیم نی نی نازو خوشگلشو سالم و راحت به دنیا بیاره ...
24 مهر 1390

بی خوابی

عزیزه دله مامان دیشب تا صبح بیدار بودی وبازی می خواستی ، کلی با هم حرف زدیم و بازی کردیم . الانم که سرکارم کلی خوابم می یاد در عوض تو خونه مامانی راحت خوابیدی . بخواب گلم ، خوابای قشنگ ببینی. ...
20 مهر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و دخترم می باشد